
یک لحظه یک دم با هاله ای ازبهت با سایه ای از مه در یک غروب سرد یا با اذان صبح در کوره راهی دور در قالب یک نور یا ظلمت یک شب آری میآید مرگ.... ...
ادامه مطلب
حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم !...
ادامه مطلب
پاییز اگر چه سیلی اش سنگین است تا عشق تو هست زندگی شیرین است بر خاک بهار خویش را می جویند افتادن برگ ها دلیلش این است...
ادامه مطلب
من که قراره معلم ابتدایی بشم،قراره همه ی اینا باهم باشم به نظرتون چه شکلی میشم،رفتم واسه خودم مانتو شلوار اداری خریدم اونقده ناسه ،حالا میخوام برم کیف و کفش ست هم بخرم،از این کفش پاشنه بلندا(از شما چه پنهون غیر از تالار و مراسم عروسی تا حالا پام نکردم)هم بخرم،کیفمم بندازم رو دستم ،اوهه کوفتشون بشه معلم به این خوشتیپی اعتماد به سقف ندارم ،به عرش دارم،خدا شااااهده فحش بدین عمتون مورد عنایت قرار میگیره...
ادامه مطلب