اشک جسد

متن مرتبط با «تو بمان ای آنکه» در سایت اشک جسد نوشته شده است

پاییز...

  • دخترای لوس...

  • نیلوبلاگ

    روز تعیین جا،به مسئولان گرامی گفتم منو نندازین مدرسه دخترانه ،حالم به هم میخورد از لوس بازی هاشون ،خبر نداشتم مدارس روستا مختلطه،پسرام خوبن،خداییش تحمل دخترا مشکله،یکیشون کوچولویه دستاشو دور کمرم میندازه،اون یکی دیگه قد بلندتره دستاشو دور شونه هام حلقه میکنه ،دیگه نمیشه حرکت کنم ،مثل چیز میچسبن به آدم ، خوشم نموآد...

    ادامه مطلب
  • تو...

  • دعای هر شب...

  • آرامش تویی...

  • تو بمان...

  • می آید بی آنکه بدانی

  • نیلوبلاگ

    یک لحظه یک دم با هاله ای ازبهت با سایه ای از مه در یک غروب سرد یا با اذان صبح در کوره راهی دور در قالب یک نور یا ظلمت یک شب آری میآید مرگ.... ...

    ادامه مطلب
  • باید رفت...

  • نیلوبلاگ

    دلم میخاد خودمو جمع کنم و برم کجاش و نمیدونم ،فقط میدونم باید تنها برم احساس میکنم شدم آیینه ی دق مادرم ،همیشه بقیه مواظبم هستن که حالم بد نشه ،تا نفسهام یه کم کند و تند میشه داداشم میگه بریم بیمارستان ،احساس میکنم مایه ی رنج شدم ،باید برم ...

    ادامه مطلب
  • دنیای جدید...

  • نیلوبلاگ

    الان که رفتم سرکار و توی روستا دارم تدریس میکنم،احساس میکنم با یه دنیای جدید رو به رو شدم،جایی که خودمون زندگی می کنیم جزو مناطق بالای شهر حساب نمیشه اتفاق بچه ی جنوب شهرم و به خاطر محل زندگی مون در جریان خیلی از مفاسد اجتماعی هستم و همیشه فکر میکردم بدتر از اینا دیگه وجود نداره ولی الان دیدم توی روستا(البته قصد جسارت به روستاییان عزیز ندارم)وضع بدتره،نه از لحاظ فساد و فحشا ،من بیشتر زنگ های تفریح که بچه هارو نگاه میکنم میبینم اونا حتی خوراکی های رنگا رنگ بچه های شهر و ندارن ، خلاصه بگم تا نیفتادی زپا دستی بگیر...

    ادامه مطلب
  • کجایی....

  • نیلوبلاگ

    میرم بیمارستان ،نمیگم میرم و برمی گردم شاید برنگشتم،بدی ای دیدید حقتون بوده ،اگه احیانا خوبی هم دیدید از دستم در رفته شعرای من قافیه هم کم آوردن قافیه ی شعرای من کجایی کجایی؟؟؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • صدای محرم می آید...

  • نیلوبلاگ

    این چنین شد که شدم نوکر تو نور دو عین مادرم شیر مرا داد و فقط گفت حسین(ع) بیرق مشکی های ما که رفت بالا...

    ادامه مطلب
  • خدایا شکرت...

  • نیلوبلاگ

    رفتم دکتر،میگه یه بار دیگه حالت بد بشه باید بری واسه نمونه برداری از مغز و استخوان ،من دیگه حرفی ندارم...

    ادامه مطلب
  • خنده دارترین نمایشنامه...

  • نیلوبلاگ

    حداقل این نمایشنامه واسه ی هرکدوممون چند باری پیش اومده،واسه ی من که دیگه نمایشنامه نیست ،برنامه ی زندگیمه.......

    ادامه مطلب
  • شب های عاشق...

  • خدایا شکرت ...

  • نیلوبلاگ

    حال این روزام حال خوبیه ،کلا همه چیز خوبه و خدا همه جوره هوامو داشته از قبول شدن واسه ارشد گرفته که بین تموم دوستام فقط من بالینی نیشابور قبول شدم،تا تعیین جامون که من اولین و نزدیکترین روستا افتادم که فقط ۳۰دقیقه فاصله است تا خونمون،از وضعیت جسمیم که خداروشکر تنفسم بهتر شده، کلا خدایا دمت گرررم،ولی نمیدونم کارای مامانمو کجای دلم بزارم میره واسه من قراره خواستگاری میزارن،هرچی میگم مادر من نکن،یه نگاه به وضعیت من بنداز،آخه کی میاد یه دختری که مریضی کشنده داره بگیره وقتی این همه دختر سالم هست بازم اینا حرف خودشونو میزنن که میگن مریضیت حکمتی بودن ک...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    پاییز آمد | پاییز طلایی | پاییز شعر | دخترای لوس | دختراي لوس | دخترای لوس اینستاگرام | j crew | j cole | j crew factory | دعای هر شب ماه رمضان