اشک جسد

متن مرتبط با «به او میسپارمت» در سایت اشک جسد نوشته شده است

طعنه به یار...

  • مرگ باورها...

  • روبه راهی...

  • نیلوبلاگ

    گاهى دلت به راه نیست ولى سر به راهى خودت را میزنى به آن راه و میروى و همه، چه خوش باورانه فکر میکنند که تــو روبراهى ...

    ادامه مطلب
  • کم اوردن...

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا که میشینم با خدا صحبت میکنم بهش میگم واقعا خوش به حالت ،جای ما آدما نیستی نمیدونی ما چی میکشیم ،یعنی الان خودم و عاطفه و نوشین(دوستام)به این نتیجه رسیدیم بریم ابن سینا (تیمارستانه)سه تا تخت بگیریم ،واقعا کم آوردیم ولی اون ته دلم میگه امیدی هست چون خدایی هست...

    ادامه مطلب
  • اولین روز کاری...

  • نیلوبلاگ

    امروز اولین روز کاری بود،یعنی به حدی خسته ام که میخوام یه هفت هشت ماهیی برم تو کما،قشنگگگگ استراحت کنم ،هرچی هم استراحت میکنم خستگی تموم نمیشه،یه وضعی داشتیم توی روستا،اصلا داغووون،هوا گررررم،از اون طرف هم آب مدرسه قطع بود ،به قول مدیره صحرای محشر شده بود ، بچه ها که خونه هاشون نزدیک بود میرفتن واسه خودشون آب میخوردن ،ما بدبخت ها تهش پول دادیم به یه نفر از بچه ها رفت آب معدنی گرف واسمون، به مدیرم گفتم برگه استعفا هم دارید ،میگه دیگه شیرینی خوردی با آب معدنی نمک گیر شدی محاله بزارم بری، فک کنم قراره سوگلی اش بشم ،مدیرمون آقااااس،دلتون بسووووزه ...

    ادامه مطلب
  • به او می رسی....

  • نیلوبلاگ

    و چقدر این روزها برای رسیدن به او نزدیک است...

    ادامه مطلب
  • یاد اون...

  • برچسب‌های مرتبط

    مرگ باورها | مرگ باورهایم | مرگ باورهای خوبم را ببین | روبه راهی بعدازسی سالگی | روبه راهی | روبه راهی بعد از | عالیجناب شعرهایم روبه راهی | یه راهی روبه من واکن | میثم ابراهیمی روبراهی | یه راهی روبه روم بذار